اهل بیت


انتقال تعالیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام در مجالس گوناگونی صورت می گرفت که ذیلا به شرح آنها می پردازیم:

مجالس تعلیم منظم

مجالس تعلیم و دیدارهای منظم امیرالمومنین علیه السلام با پسر عمویش رسول خدا صلی الله علیه و آله برای فراگیری دانش از آنحضرت به تفصیل نقل شده است. برای نمونه در این مورد به کتاب (کافی) مراجعه می کنیم و از قول امام علیه السلام چنین می خوانیم:

از احادیث بسیار چنین بر می آید که امام علی بن ابی طالب علیه السلام چندین کتاب داشته که حاوی مجموعه احکام و معارف دین اسلام بوده است.

من هر روز یکبار و هر شب یکبار نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می رفتم و آن حضرت تشریف می برد، من نیز در خدمت ایشان بودم. همه اصحاب آن حضرت این را می دانستند که پیغمبر خدا جز با شخص من با هیچکس دیگر چنین دیدارهائی ندارد. این دیدارها غالبا در خانه من صورت می گرفت و آن حضرت به خانه من تشریف می آورد. اگر من برای دیدار آن حضرت در یکی از خانه های او وارد می شدم ، همسرانش را از اتاق بیرون می فرستاد و با من خلوت می کرد، به طوری که جز شخص من کسی دیگر در خدمت آن حضرت نبود. اما هرگاه رسول خدا به خانه من تشریف می آورد، از آن روی که با من به تنهایی سخن گوید، نه فاطمه از کنار ما بر می خاست و نه هیچیک از فرزندانم. در چنین دیدارهائی، من هر چه را از حضرش می رسیدم جواب کافی دریافت می کردم و چون خاموش می شدم و سوالاتم پایان می پذیرفت، آن حضرت خود آغاز سخن می کرد. هیچ آیه ای از قرآن رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل نشد، مگر آنکه برای من خواند و تقریر فرمود تا آن را به خط خود نوشتم و حضرتش تاویل و تفسیر، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من بیاموخت و از خدای درخواست کرد که قدرت فهم و حفظ آن را به من مرحمت فرماید. من، پس از آن دعائی که حضرتش در حق من فرمود، هیچ آیه ای از کتاب خدا، و نیز هیچیک از مطالبی را که ایشان املاء کرده و من نوشته بودم، از خاطر نبرده و فراموش نکردم . اینک ادامه کلام امام علی علیه السلام در روایت گذشته: رسول خدا صلی الله علیه و آله همه اوامر و نواحی و حلال ها و حرامها، خواه مربوط به مسائل زمان حال و خواه مربوط به مسائل آینده و نیز آنچه در کتابهای آسمانی بر پیامبران گذشته نازل شده و از طاعت و معصیت خدا آگاهشان ساخته بود، همه و همه را به من تعلیم فرمود و من هم تمام آنها را به خاطر سپردم و حتی یک حرف آن را نیز فراموش نکردم. سپس دستش را بر سینه ام نهاد، و از خدا خواست تا قلبم را از دانش و فهم و حکمت و نور لبریز سازد.

مجالس تعلیم و دیدارهای نامنظم امام با رسول خدا

طی مطالبی که گذشت دیدارهای مرتب و از پیش معین شده امام با رسول خدا صلی الله علیه و آله را، که در کتابهای معتبر هر دو مکتب به ثبت رسیده آوردیم. اینک با نقل حدیث زیر که در (سنن ترمذی ) و دیگر مصادر معتبر مکتب خلفا آمده است، به بررسی دیدارهای نامنظم امام با رسول خدا صلی الله علیه و آله می پردازیم:
ترمذی می نویسد: از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است که گفت: در جنگ طائف رسول خدا صلی الله علیه و آله علی را به حضور طلبید، و با او به نجوا نشست . 

پیامبر صلی الله علیه و آله دستور می دهد که اولین وصیتش برای دیگر اوصیاءبنویسد

علی پرسید: ای پیغمبر خدا، شرکاء من چه کسانی هستند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله جواب داد: امامانی از نسل تو هستند که به برکت آنها باران رحمت بر امتم می بارد، و به واسطه آنان دعایشان مستجاب می شود و به یمن وجود آنهاست که خدا بلاها و آفات را از امتم بر طرف می گرداند و به خاطر آنها رحمت الهی از آسمان بر ایشان نازل می شود.

 

در امالی شیخ طوسی و بصائر الدرجات و ینابیع الموده؛ آمده است: احمد بن محمد بن علی فرزند امام باقر علیه السلام از پدران بزرگوار خود روایت کرده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمود: (آنچه که می گویم بنویس) علی علیه السلام پرسید: ای رسول خدا، از آن می ترسی که فراموش کنم؟ فرمود:(فراموش نمی کنی و از این جهت بر تو بیمی ندارم. من از خدا خواسته ام که این علوم را در حافظه ات حفظ نماید و دچار فراموشیت نفرماید و بلکه برای شکایت (در امر امامت) بنویس ) علی پرسید: ای پیغمبر خدا، شرکاء من چه کسانی هستند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله جواب داد: امامانی از نسل تو هستند که به برکت آنها باران رحمت بر امتم می بارد، و به واسطه آنان دعایشان مستجاب می شود و به یمن وجود آنهاست که خدا بلاها و آفات را از امتم بر طرف می گرداند، و به خاطر آنها رحمت الهی از آسمان بر ایشان نازل می شود.
از احادیث بسیار چنین بر می آید که امام علی بن ابی طالب علیه السلام چندین کتاب داشته که حاوی مجموعه احکام و معارف دین اسلام بوده است. در اینجا به بررسی پیرامون یکی از این کتب که در طی احادیثی تحت عنوان (جامعه) مطرح شده است اکتفا می نمائیم. این کتاب به املاء رسول خدا صلی الله علیه و آله و خط حضرت علی علیه السلام تدوین شده است و ظاهرا مقصود از (کتاب علی علیه السلام) در پاره ای روایات دیگر نیز همین کتاب می باشد.
شیخ کلینی در کتاب اصول از قول از قول سلیم بن قیس چنین آورده است: من شاهد وصیت امیرالمومنین علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام بودم. آن حضرت پس از انجام وصیت، حسین علیه السلام و محمد حنفیه و همه ی پسرها و بزرگان شیعیانش و خانواده اش را بر آن گواه گرفت و آنگاه کتاب و سلاح خود را به فرزندش حسن علیه السلام تحویل داد و گفت: پسرم، رسول خدا به من امر فرموده است که تو را را وصی خود گردانم کتابها و اسلحه ام را به تو تحویل دهم، همانطور که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا وصی خود قرار داد و کتابها و اسلحه اش را به من سپرد و نیز فرمان داده است تا به تو دستور دهم که چون مرگت فرا رسد، آنها را به برادرت حسین علیه السلام تحویل دهی. سپس امیرالمومنین علیه السلام روی به جانب حسین علیه السلام کرد و به او فرمود: و رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را نیز فرمان داده است که آنها را بدین پسر خویش (علی بن الحسین علیه السلام) تحویل دهی. سپس دست علی بن الحسین علیه السلام را گرفت و فرمود: و رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را نیز فرمان داده است تا آنها را به پسرت محمد تحویل دهی و از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله و من به او سلام برسان.